اولین یلدا با تو
امسال اولین یلدایی بود که خونه خودمون با تو دخملی نازم بودیم . یه مهمون کوچولو هم داشتیم داریس کوچولو به همراه خاله اشرف و عمو مجید که تو حسابی اذیتش کردی چون فکر میکردی ازش بزرگتری حسابی چلوندیش هر چند مطمئنم دوست داشتیش باهاش بازی کنی اما نمیدونستی اون نمیتنونه بشینه مثلا میخواستیم ازتون عکس بگیریم اما مگه تو و اون داریس شکمو اجازه میدادید به زور نگه تون داشتیم کلی هم بال بال زدیم تا تونستیم چند تایی ازتون عکس بگیریم . خیلی خوب بود اما از دست توی شیطون و شکمو مجبور شدیم همه خوراکی ها رو توی آشپزخونه بذاریم هر چند باالاخره خودتو رسوندی اونجا و وقتی کاسه انار رو دیدی هول هول مشت میکردی و میخوردی کلی لباس هاتو اناری کردی فقط خدا کنه لکه های انار تمیز بشن و الا که حسابتو میرسم . ای یاسسسسسسسسسسسس شیطون بلای مامان . بوس دخترم چند روز دیگه تولدت میشه راستی یکی از اسم هایی که قرار بود واست انتخاب کنیم یلدا بود .
یلدات مبارک گل یاسم
اینم عکس های اون شب

بابایی میخواست باهات عکس بگیره اما شما همچنان در حال انار خوردن..



اولین یلدا با تو
